روشهاي صحيح صيانت از مخازن نفت كشور (ديدگاه مهندس آل?آقا
استفاده از روشهاي صحيح صيانت از مخازن نفت، از جمله بهكارگيري روش مناسب براي ازدياد برداشت از اين مخازن، اهميت فراواني دارد. براي مشخص نمودن وضعيت مطلوب اين روشها در كشور ما، گفتگويي را با مهندس علياكبر وحيدي آلآقا مدير مهندسي نفت شركت مهندسي و توسعه نفت (متن) انجام دادهايم كه در ادامه به آن اشاره ميشود
=ضمن تشكر از شما, لطفاً بفرماييد بهطوركلي با توجه به شرايط مخازن نفتي كشور, روشهاي مناسب ازدياد برداشت چيست؟ ¡به طوركلي در ايران، از روشهاي تزريق گاز و تزريق آب براي ازدياد برداشت استفاده ميشود. اما در بحث تزريق گاز، شرايط ايران بسيار استثنايي است؛ اولاً ايران داراي مخازن عظيم گازي است و ميتوان گاز را با هزينه بسيار ناچيزي توليد و سپس به مخازن نفت تزريق نمود، در حالي كه در ساير نقاط دنيا به عنوان مثال درياي شمال، علاوه بر خريد گاز, هزينههاي نسبتاً بالايي نيز براي حمل و نقل بايد پرداخت نمود. دوم اينكه با توجه به مسئله صيانت, در حدود 90 درصد از گاز تزريقشده در مخازن به صورت گاز همراه يا در گاز كلاهك در مخزن ذخيره ميشود و پس از پايان كار حدود 90 درصد يا بيشتر اين مقدار مجدداً قابل بازيافت و استخراج خواهد بود.
در ساير كشورها, به دليل ماهيت خصوصي صنعت نفت خود, سرمايه گذاران خصوصي حاضر به ذخيرهكردن گاز به مدت چند سال براي تزريق نيستند، لذا تزريق گاز براي اينگونه كشورها ممكن است غيراقتصادي باشد.
البته به جاي تزريق گاز در مخازن نفت، از تزريق آب نيز ميتوان سود جست كه كشورهاي ديگر بيشتر از اين روش استفاده ميكنند ولي ميزان كارآيي تزريق آب نسبت به تزريق گاز بر حسب مخزن كاملا متفاوت مي باشد.
بهطوركلي در مورد مخازن نفت ايران, به دليل نوع مخازن و ويژگيهاي نيروهاي كشش بين سطحي، تخليه ثقلي و غيره و همچنين ساير مسائل اقتصادي ديگري كه عنوان شد، تزريق آب نسبت به تزريق گاز داراي مزيت كمتري است. از لحاظ صيانت هم نفت بيشتري توليد كرده و ميتوان از گاز ذخيره شده در مخازن بعدها استفاده نمود.
تزريق گاز خصوصاً در شرايطي كه ما صاحب يك ميدان گازي مشترك هستيم، بسيار اقتصاديتر است و از طرف ديگر، اين گاز براي نسل آينده ذخيره ميشود. علاوه بر اين، توليد نفت نيز به مقدار قابل ملاحظهاي افزايش مييابد.
لذا بهتر است، پروژههاي تزريق گاز در ايران اجرا شود, مگر اينكه اثبات شود كه تزريق گاز از لحاظ فني و اقتصادي به صرفه نيست. به همين دليل در حال حاضر, بهطور عمده در مخازن نفت, تزريق گاز نيز منظور ميشود.
=در حوزه نفتي مسجد سليمان، برخي از كارشناسان عقيده دارند كه نميتوان از روشهاي عادي براي استخراج نفت استفاده كرد، آيا اين مسئله صحت دارد؟
¡در پاسخ به اين سوال بايد اشاره نمايم كه سنگ پوشش و كلاهك مخزن نفتي مسجد سليمان داراي ترك است و اين ترك از دوران باستان وجود داشته است كه باعث ميشود تا گاز طبيعي به آساني قابل دسترس باشد. متاسفانه در سال 1348 در يك لاية زيرآسماري كه داراي گاز ترش است، چاهي زده شده كه به دليل از كنترل خارج شدن عمليات چاه, گاز ترش ژوراسيك به لاية آسماري كه داراي گازي شيرين است، وارد شد.
لذا دو اتفاق افتاد. نخست اينكه, گاز آسماري ترش و سمي شد. دوم اينكه, فشار گاز تا حدي بود كه به فشار اولية مخزن نرسيد. گازهايي كه از مخزن مسجد سليمان خارج ميشد و كسي به آنها توجه نميكرد، تبديل به گازهاي سمي شد. در نتيجه, عمليات تزريق در يك چنين مخزني غيرممكن است. بدين معني كه نميتوان از فشاري كه مخزن دارد، فراتر رفت. بنابراين به دليل باريكبودن ستون نفت براي استخراج بيشتر نفت، بايد از روش حفاري چاههاي افقي استفاده كرد.
حفاري چاه افقي براي استخراج نفت از منطقه مسجد سليمان در دست بررسي است؛ به طوري كه بنا بر مطالعه پيمانكار با استفاده از اين روش, 20 هزار بشكه نفت در روز استخراج خواهد شد. البته روش ديگري نيز براي استخراج نفت در اين منطقه وجود دارد و آن استفاده از تزريق مواد شيميايي با فشار بسيار كم براي تغيير نيروي كشش سطحي است.
=بهكارگيري روشهاي مختلف ازدياد برداشت بعد از توليد اوليه در كشور، چقدر با شرايط متداول و مناسب جهاني مطابقت دارد؟
¡در اين زمينه, لازم است ابتدا توضيح مختصري درباره تاريخچة صنعت نفت كشور بدهم. همانطور كه ميدانيد، حدود صد سال پيش, قرارداد دارسي به عنوان قرارداد امتيازي منعقد شد كه حاصل آن كشف ميدان مسجد سليمان بود. اين امتياز به انگليسيها فروخته شده و آنها نيز چند ميدان ديگر در خوزستان كشف نمودند. در سال 1329 صنعت نفت كشور ملي شد و قرارداد دارسي ملغي شد ولي چند سال بعد قرارداد كنسرسيوم منعقد شد. چون مدت قرارداد محدود بود، خارجيان حاضر به تزريق نبودند، چرا كه تزريق, سرمايهگذاري قابل ملاحظهاي ميخواست و سالها بعد جواب ميداد.
در خلال سالهاي1970 و 1971 كه شركت خاص خدمات تاسيس شد, خارجيان ديگر مالك و صاحب امتياز نفت نبودند، بلكه تنها به نوعي سرويسدهنده بودند كه بهدستور شركت نفت تا حدي به روشهاي ثانويه نيز ميپرداختند و نتيجة آن, تزريق مقداري گاز به مخزن هفتكل بود.
در اواسط دهه 1970 ميلادي, (حدود 3 سال قبل از انقلاب) برنامهريزيهايي صورت پذيرفت كه به تعدادي از مخازن نفت مجموعاً تا حدود 9 ميليارد فوت مكعب در روز, گاز تزريق شود. در بعضي مخازن نيز قرار بود تا تزريق امتزاجي صورت گيرد كه عملاً با وقوع انقلاب متوقف شد. اما بعد از انقلاب, چند اتفاق افتاد. نخست اينكه, توليد بيش از 5 ميليون بشكهاي نفت به 3 ميليون بشكه رسيد كه در نتيجه، مقدار گاز همراه نفت و قابل تزريق كاهش يافت و همچنين به دليل كاهش حجم نفت توليدي, مقدار كمتري گاز براي جايگزيني لازم بود.
در سالهاي اول و دوم انقلاب، مسئله تزريق گاز در اولويت كار نبود، اما به محض اينكه به اهميت موضوع پي برده شد, با فاصله كمي جنگ تحميلي آغاز گرديد. اينجانب در آن دوره، مسئول ستاد كنترل چاهها در ميدان نوروز و ديگر ميادين خليج فارس بودم و تمام تلاش ما تعمير صدمات و رساندن نفت به پالايشگاهها و پايانههاي صادراتي بود. از آن طرف در خليج فارس، يكي پس از ديگري چاههاي نفت ما نظير نوروز، ابوذر، رسالت و رشادت را بمباران ميكردند. لذا در آن شرايط بحراني, اصلاً نميتوانستيم به فكر توسعة ميادين گازي و تزريق به چاههاي نفت باشيم.
در آن هنگام كه مخزن پارس جنوبي كشف نشده بود, اگر در پارس شمالي نيز دكل حفاري ميزديم، جان كاركنان به خطر ميافتاد. در آن دوران، بيشتر چاههاي نفت را بلوكهاي سيمان ميگذاشتيم تا اگر مورد حمله گرفت، چاه آتش نگيرد و نفت مخزن هدر نرود.
دلايلي كه اشاره شد, باعث گرديد, هماكنون به وضعيت غير قابل قبولي در ضريب بازيافت ميادين نفتي خود برسيم و لذا اقدامات افزايش توليد را آغاز كرديم. البته بايد يادآوري كنيم كه تا به امروز ما همچنان در تحريم بهسر ميبريم و هر چند اين امر ما را به هيچ وجه متوقف نكرده است ولي قطعاً آثار منفي داشته است.
همچنين بايد يادآوري نمايم كه بسياري از روشهاي ازدياد توليد بايد در ميادين قديمي صورت گيرد كه بسته به وسعت ميدان، 3 تا 10 سال بعد نتيجه ميدهد. انجام اين كار از طريق قراردادهايي كه از محل توليد همان پروژه, بخواهد هزينة سرمايهگذاري تزريق را بپردازد (بيع متقابل)، بسيار گران تمام ميشود و به همين دليل در بسياري از مواقع، پيمانكاران حاضر به انجام اين پروژهها نيستند. اما از آنجا كه اين يك برنامة صيانتي است، لازم است تا مقداري از درآمد حاصل از نفت را امروز هزينه كنيم، تا به نوعي پتانسيل توليد نفت را براي نسل آينده باقي گذاريم.
=آيا در طرحهاي توسعه كه در حال بررسي و يا اجراست، بهترين روشهاي ازدياد برداشت يا صيانتي لحاظ شده است يا خير؟
¡بله، لحاظ شده است. بنده ميتوانم بالاخص در رابطه با مياديني كه از زمان تصدي اينجانب برنامه ريزي شده توضيحات بيشتري بدهم. پروژههاي ازدياد برداشت در مياديني كه خود قدرت توليد زيادي دارند، مطلوب به نظر نميرسد، ولي در مخازني نظير بنگستانها، مسجد سليمان، نصرت، سروش و نوروز, ما نيازمند به اجراي چنين پروژههايي هستيم.
در ميدان سروش ابتدا قرار بود آب تزريق شود، اما ما اعلام كرديم بايد مطالعة قياسي بين مزيت تزريق آب و گاز انجام شود كه اميدواريم گزينة گاز مورد تاييد واقع گردد. در قراردادهاي ديگر نيز تزريق گاز به ميادين دارخوين و تنگستانهاي اهواز لحاظ شده است. در ميدان آزادگان نيز پيمانكار پيشنهاد تزريق آب داده است كه ما قطعاً? خواستار مطالعه دو روش بوده و فكر ميكنم آنجا نيز تزريق گاز صورت گيرد.
در مجموع بايد متذكر شوم, شركت نفت به وظيفة خود، يعني بالا بردن ضريب بازيافت عمل مينمايد، ولي موفقبودن يا نبودن كار، در 20 سال آينده معلوم خواهد شد.
=چرا با وجود سابقة صدساله در صنعت نفت ايران هنوز تشكيلاتي نداريم كه بتواند برنامهريزي بلندمدت و كوتاهمدت براي بهكارگيري روشهاي مختلف ازدياد برداشت نظير استفاده از مواد شيميايي مثل پليمر، ژل و غيره را داشته باشد؟
¡البته يك مركز پژوهشي به همين منظور در قالب پژوهشگاه صنعت نفت تاسيس شده است كه در دو بخش پاييندستي و بالادستي فعاليت ميكند. ولي بايد توجه داشت كه تحقيق و كار علمي در كشور ما بازده ندارد، زيرا محقق در كشور ما جايگاه خوبي ندارد و مؤسسة تحقيقاتي تا بودجهاي برايش در نظر گرفته نشود، نميتواند به كار خود ادامه دهد.
متاسفانه, در ايران حاضر نيستيم براي بهبود اين وضعيت، نصف هزينهاي را كه به خارجيان براي كار مطالعه و تحقيق صرف ميشود، بپردازيم تا با آن امكانات مغزهاي داخلي مشغول تحقيق و پژوهش شوند.
استادي كه ميخواهد تحقيق كند به دنبال اين است كه چه كسي به او پول ميدهد. صنعت دولتي با دانشگاه و پژوهشگاه ارتباط ندارد. از طرف ديگر، ابزار، امكانات و آزمايشگاههاي مورد نياز در دانشگاهها وجود ندارد. متاسفانه در كشور ما حمايت اساسي از فكر صورت نميگيرد.
آمريكا با توليد هفت ميليون بشكه نفت در روز، بيش از دهها آزمايشگاه گسترده و بزرگ در صنعت نفت خود دارد. اين در حالي است كه كشور ما با توليد 3.5 ميليون بشكه نفت در روز و بيش از 90 سال قدمت در صنعت نفت, تنها يك آزمايشگاه و پژوهشگاه دارد كه آن هم، امكانات كافي را ندارد.
30 سال است كه تمام دنيا به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد آب و يا گاز تزريق كرد، ولي ما فقط مي خواستيم بودجهمان را صرف مصارفي كنيم كه فوراً و در همان دوره جواب دهد.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:59 توسط پیمان
|