مدیریت تولید
تعريف : برنامه ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و به هم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمها.
شرح : برنامه ريزي يكي از وظايف مديريت است. برنامهريزي داراي انواع و اقسام مختلفي است و در سطوح مختلف مديريت شكلهاي متفاوتي از آن استفاده ميشود.
تعريف : برنامهريزي استراتژيك گونهاي از برنامهريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژيهاست.
تعريف : عبارتي كلي براي برنامهريزي و زمانبندي فعاليتهاي توليد با هدف دستيابي به كارايي توليد.
تعريف : برنامهريزي نيروي انساني فرايندي است كه به وسيله آن سازمان معين ميكند كه براي نيل به اهداف خود به چه تعداد كارمند، با چه تخصص و مهارتهايي، براي چه مشاغلي و در چه زماني نياز دارد.
شرح : هدف از برنامهريزي نيروي انساني، تأمين، استخدام و حفظ كاركناني است كه بقا و توسعه سازمان به وجود آنها بستگي دارد.
تعريف : پژوهش در عمليات عبارتست از كاربرد روشهاي علمي در مسائل پيچيده پديد آمده براي هدايت و مديريت سيستمهاي بزرگ شامل انسان، ماشين، مواد و پول در صنعت، تجارت، دولت و دفاع. رويكرد متمايز پژوهش در عمليات، تو....
شرح : در جنگ جهاني دوم، نيروي نظامي انگليس و آمريكا تيمهايي مركب از رياضيدانان، آماردانها، دانشمندان فيزيك، مهندسين، بيولوژيستها و روانشناسها تشكيل دادند تا مسائل مختلف عملياتي نظامي را مورد تحليل قرار ....
تعريف : فعاليت يا فرايند گردآوري يا تأمين اعتبار مالي.
تعريف : تخصيص كارها به ايستگاههاي كاري به منظور دستيابي به يك جريان كار كارا و هموار.
تعريف : حسابداري قيمت تمامشده، با فرايند محاسبه قيمت تمامشده محصولات، خدمات يا فعاليتهاي معين سروكار دارد و اطلاعات آن در تهيه گزارشهاي داخلي و خارجي سازمان، مورد استفاده قرار ميگيرد. در كتب و نشريات مرب....
تعريف : طبقهبندي مشاغل عبارت است از دستهبندي يا تنظيم مشاغل در گروههايي از مشاغل مشابه و قراردادن اين مشاغل در طبقات و درجات مختلف، بطوري كه رابطه صحيح و مناسبي بين عوامل سهگانه زير برقرار شود: 1) وظايف،....
تعريف : طراحي شغل عبارت است از تعريف روشي كه يك كار بايد انجام شود و فعاليتهايي كه در يك شغل مفروض مورد نياز است. در تعريف ديگر، طراحي شغل عبارت است از تعيين و در كنار هم قرار دادن وظايفي كه به صورت يك واحد ....
شرح : فنون عبارتند از راههاي انجام كارها و روشهاي دستيابي به نتايج مورد نظر. فنون در تمام حوزهها مهم هستند. مهندسي صنايع هم داراي فنون مختلفي است؛ از جمله ارزيابي كار و زمان، كنترل موجودي، فنون برنامهري....
تعريف : وظيفه مديريتي كنترل عبارتست از اندازهگيري و اصلاح عملكرد براي دستيابي به اين اطمينان كه اهداف سازمان و برنامههاي تدوين شده براي دستيابي به آن اهداف به سرانجام ميرسند.
شرح : كنترل يكي از وظايف مديريت است. كنترل مديريتي معطوف به كل سازمان است اما در قالب روشهاي مشخص براي كنترل مالي، كنترل كيفيت و . . . نيز مطرح ميشود. كنترل به صورت ضمني فعاليت نظارت و ارزيابي را نيز شامل....
تعريف : فنون كنترل مراحل و زمانبندي فعاليتهاي پروژه.
تعريف : مديريت توليد عبارتست از فرايند برنامهريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليتهاي توليد در يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به محصولات تمامشده.
تعريف : فعاليتها و فرايندهاي برنامهريزي براي اينكه بتوان از زمان به مؤثرترين روش ممكن استفاده كرد.
تعريف : مهندسي صنايع عبارتست از طراحي، بهبود و استقرار سيستمهاي مركب از انسان، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي. مهندسي صنايع با دستيابي به دانش و مهارت تخصصي در علوم رياضي، فيزيكي و اجتماعي به همراه اصول و رو....
شرح : مهندسي صنايع عنوان يك رشته تحصيلي در دانشگاهها است. ممكن است عناوين ديگري براي اين رشته به كار رود كه از آن جمله ميتوان به مهندسي سيستم و مديريت صنعتي اشاره كرد. مهندسي صنايع مجموعهاي از مفاهيم، ر....
شرح : در اين بخش اطلاعاتي درباره رشته مهندسي صنايع در دانشگاههاي ايران ارائه ميشود. اين اطلاعات عبارتند از: - دانشكدههايي كه رشته مهندسي صنايع در آنها تدريس ميشود - مقاطع مختلف رشته مهندسي صنايع - گرا....
تعريف : كار پيوسته تصميمسازي و بيان آنها در قالب دستورات مشخص و دستورالعملها و انجام وظيفه به عنوان رهبر سازمان.
شرح : هدايت منابع انساني يكي از وظايف مديريت است. برخي از نويسندگان رهبري را معادل هدايت ميدانند. همچنين برخي به جاي واژه «هدايت» از واژه «رهبري» استفاده ميكنند.
تعريف : تمام فعاليتهاي مربوط به برقراري ارتباط متقابل بين اجزاي مختلف كار.
شرح : برخي نويسندگان هماهنگي را يكي از وظايف مديريت برميشمرند در حالي كه برخي ديگر هماهنگي را اساس مديريت ميدانند و معتقدند كه هر يك از وظايف مديريتي اقدامي شامل هماهنگي است.