X
تبلیغات
مدیریت - مديريت استراتژيك

مدیریت

مدیریت

مديريت استراتژيك

مطلوب”  را هدايت ميکند و در هر لحظه ٬ براي ايجاد آينده اي بهتر در تکاپوست. گذشته با تمام اهميت و آموختني هايش و با تمام تاثيري که مي تواند بر آينده داشته باشد ٬ اتّفاق افتاده است و هيچ نيروي بشري قادر نيست آن را دگر بار و به گونه اي متفاوت بيافزيند  ;ولي  آينده  در پيش است و قسمت مهمّي از آن به آنچه “امروز” مي گذرد ربط مي يابد.

امر”مديريت” مهم ترين مقوله اي است که بايد براي رشد وتعالي فرهنگي ٬  اقتصادي و سياسي جامعه مورد توجه قرار گيرد.

با توجّه به اهميت اين موضوع ٬ سازمان ها به دنبال مديريتي هستند که به آنها اين امکان را بدهد که در دوره هاي بلند مدت به شيوه اي موفقيت آميز خود را با شرايط  در حال تغيير وفق دهند.

 •2-  تعريف

 زماني رٶساي دو شرکت در يک صنعت با هم رقابت مي کردند . اين دو رئيس تصميم گرفتند که به دامن طبيعت پناه ببرند ٬ در آنجا چادر بزنند و در باره ي ادغام احتمالي دو شرکت به بحث بپردازند . اين دو نفر در نقطه اي دوردست در دل جنگل هاي انبوه چادر زدند.

ناگهان متوجه شدند که يک خرس قهوه اي رنگ در برابر آنها روي دو پاي عقب خود ايستاده و خرناس مي کشد . اوّلين رئيس به سرعت يک جفت کفش ورزشي از کيف دستي خود بيرون آورد. دومين رئيس گفت : “جناب ٬ شما نمي توانيد از اين خرس تند تر بدويد .” رئيس اوّل پاسخ داد : “شايد من نتوانم از اين خرس تند تر بدوم ولي ترديدي ندارم که ميتوانم از شما تند تر بدوم !”

اين داستان تصويري از مديريت استراتژيک ارئه مي کند[1].

با توجّه به مقدمه ي گفته شده مي توان مديريت استراتژيک را به اين صورت تعريف کرد : “روش منطقي ٬ عيني و سيستماتيک براي اتّخاذ تصميمات بزرگ در يک سازمان .” در اين مديريت سعي مي شود اطّّلاعات کمّي و کيفي به گونه اي تنظيم گردند که بتوان تحت شرايط نامطمئن تصميماتي اثر بخش اتّخاذ کرد.

•1-    تاريخچه

نگاهي به گذشته ي صنعت به ما ثابت ميکند که شرکتهاي بزرگ و موفّق رونق و بهاي خود را مديون وجود مديراني نخبه ٬با نبوغ و الهام بخش هستند. براي مثال در مورد “ويل دورانت” بنيان گذار شرکت جنرال موتور مي خوانيم که وي تنها بر اساس الهام گرفتن عمل مي نمود و براي دستيابي به حقايق ٬ نيازي به کاربرد و استفاده از روشهاي فنّي نداشت. آلبرت انيشتين مي گويد: “گاهي يقين مي يابم که کارم درست است ولي نمي توانم دليلي ارائه نمايم. قدرت تخيل بسيار مهم تر از دانش است زيرا دانش محدود است در حاليکه قدرت تخيل همه ي جهان را در بر مي گيرد.”[2]

بسياري از سازمان ها از وجود چنين انسانهايي بي بهره اند و از آنجا که هدف اکثر سازمان ها بقا و دوام آوردن در دنياي صنعت است به دنبال جايگزيني مناسب براي اين مهم ٬ علم مديريت استراتژيک را پايه گذاردند.

امروزه در سازمان ها مديريت استراتژيک در قالب يک تيم مي کوشد با تقويت سيستم ارتباطات و روابط متفابل بين مديران و کارکنان در سطوح مختلف سازماني ٬ نقش يا وظيفه ي خود را به شيوه اي عالي ايفا نمايند.

•2-  مديريت استراتژيک در سازمان ها

1-2-نستله

نستله با فروش سالانه 3/7 ميليارد دلار در ايالات متحده ي آمريکا به صورت بزرگترين شرکت مواد غذايي در دنيا در آمده است . نستله محصولات خود را در 5 قارّه در بسياري از کشور هاي جهان سوم و در تقريباً تمامي کشورهاي دنيا عرضه مي کند. اين شرکت بزرگترين توليد کننده ي قهوه ي فوري است که يک محصول آن با نام و نشان تجاري نسکافه شهرت جهاني دارد. اين شرکت توانست با يک استراتژي در عرصه ي رقابت با شرکت هرشي گوي سبقت را ازساير شرکت کنندگان بربايد.[3]

2-2-سامسونگ

در هفتم ژوئن 1993 لي کان هي طرحي را ارائه کرد که کلّ سازمان سامسونگ را تحت الشّعاع قرار داد. او معتقد بود که بزرگترين مشکل شرکت عادت هاي بدي است که عميقا˝ در شرکت و فرهنگ آنها رسوخ کرده است. در فاصله ي 2 ماه ٬ تلاش هاي او سرمايه گذاران و مديران گروههاي مختلف را قانع کرد تا استراتژي هاي او را در راستاي تغيير سازمان بپذيرند[4].

•3- مقالات و کتاب هاي مهم در اين زمينه

استقرار مديريت استراتژيک عنوان يکي از منابع ترجمه شده ي مديريت استراتژيک  در ايران است. اين کتاب نوشته اچ.ايگوراسنف و ادوارد جي.مک دانل است که توسط مرحوم دکتر عبدالله زنديه ترجمه و در سال 1375 توسّط انتشارات سمت منتشر شد. اين کتاب نيز همانند کتاب سياست هاي بازرگاني و مديريت استراتژيک از منابع قديمي تر است .

از جمله منابع ديگر:

1-تئوري سازمان: ساختار و طرح سازماني (استيون رابينز)

2-مباني سازمان و مديريت (علي رضائيان٬علي اصغر پورعزّت (ويراستار))[5]

کاربرد مديريت استراتژيک

1-مراحل مديريت استراتژيک

1-تدوين استراتژي: ماٴموريت شرکت تعيين شود٬ شناسايي عواملي  که در محيط خارجي٬سازمان را تهديدمي کنند يا فرصت هايي را به وجود مي آورد ٬شناسايي نقاط قوّت و ضعف داخل سازمان ٬ تعيين اهداف بلند مدّت٬ در نظر گرفتن استراتژي هاي گوناگون و انتخاب استراتژي هاي خاص جهت ادامه ي فعاليت.

2-اجراي استراتژي: اغلب اجراي استراتژي ها را محله  عملي مديريت استراتژيک مي نامند و مقصود از آن اين است که کارکنان و مديران بسيج شوند و استراتژي هاي تدوين شده را به مرحله ي عمل در آورند. موفّقيت مرحله ي اجرايي استراتژي ها بدين امر بستگي دارد که مديران بتوانند در کارکنان ايجاد انگيزه نمايند و اين نوعي هنر است. مديران بايد از نظر ايجاد ارتباطات فردي از مهارت هاي بالايي برخوردار باشند.

3-ارزيابي استراتژي:

براي ازيابي استراتزي ها سه فعاليت عمده انجام مي شود:

1-بررسي عوامل داخلي و خارجي که پايه و اساس استراتژي هاي کنوني قرار گرفته اند.

2-محاسبه و سنجش عملکرد ها

3-اقدامات صلاحي

بدين سبب بايد استراتژي ها را مود ارزيابي قرار داد که موفّقيت امروز نمي تواند موفقيت فردا را تضمين نمايد. سازماني که به وضع کنوني خود بسنده نمايد يا دچار نخوت و تکبر شود٬ محکوم به فنا خواهد بود.

2-عوامل موثر بر تصميمات استراتژيک:

2-1-رويداد هاي جهاني بر همه ي تصميمات استراﭡﮋيک اثرات واقعي دارند يعني مرزهاي کشورها نمي توانند محدوده ي تصوّرات ما را تعيين کنند. پس سازمان ها براي بقاي خود ناگزيرند از زاويه ي ديد ديگران به دنيا بنگرند.

2-2-فنآوري اطّلاعات بصورت يکي از ابزار هاي حياتي براي مديريت استراتژيک در آمده است. استفاده از شبکه رايانه اي جهاني براي شرکت ها اين امکان را به وجود مي آورد که محصولات خود را به فروش برسانند ٬تبليغ کنند ٬موادّ مورد نياز خود را خريداري نمايند و… در نهايت اطّلاعات خود را با ديگران مبادله نمايند .

2-3-مسئله ي محيط  طبيعي به صورت يک موضوع بسيار مهمّ مديريت استراتژيک در آمده است. با سقوط کمونيسم و پايان جنگ سرد ٬شايد اکنون هيچ عامل مهمّي نتواند بيش از سوﺀ استفاده ي مستمر از محيط طبيعي و نابود کردن آن ٬جامعه و شرکت هاي تجاري را دستخوش تهديد قرار دهد[6].

3- شرايط مناسب براي تصميمات استراتژيک:

براي اتّخاذ تصميمات خوب استراتژيک لازم است از قضاوت هاي شهودي استفاده کرد. بويژه براي تصميم گيري در شرايط بسيار نا مطمئن يا مواردي که هيچ نمونه اي در گذشته نداشته باشند. همچنين هنگامي که متغيرهاي بسيار به هم وابسته وجود دارند يا هنگامي که فشارهاي زيادي وارد مي آيد که تصميمات درست باشند و يا هنگامي که بايد از بين چندين راه حل شناخته شده  ٬يکي را انتخاب کرد ٬ مي توان از اين روش استفاده کرد[7].

4-مزاياي مديريت استراتژيک:

مديريت استراتژيک به سازمان کمک مي کند از مجراي استفاده نمودن از روش منظّم تر ٬معقول ترو منطقي تر٬ راه ها يا گزينه هاي استراتژيک را انتخاب نمايد. اين شيوه ي مديريت باعث مي شود که سازمان داراي ابتکار عمل باشد و فعاليت هايش به گونه اي در آيد که اعمال نفوذ نمايد ٬نه اينکه در مقابل کنش ها ٬واکنش نشان دهد . بدين ترتيب سازمان مي تواند سرنوشت خود را رقم بزند و آينده را تحت کنترل در آورد .

هنگامي که مديران و کارکنان بتوانند سازماني را که در آن کار مي کنند درک نمايند و به علّت کار خود پي ببرند ٬اغلب خود را جزئي از سازمان به حساب مي آورند و براي کمک کردن به آن خود را متعهّد مي سازند.

به طور کلّي منافعي که مديريت استراتژيک براي يک سازمان دارد به 2 دسته مي توان تقسيم کرد : منافع مالي و منافع غير مالي .

5- موانع و مشکلات طراحي برنامه هاي استراتژيک

در اين زمينه اوّلين مشکلات عبارت است از موانع ايجاد و توسعه روند مديريت استراتژيک در سازمان ها که اين فرايند را از بنيان و پاي بست با مشکل مواجه مي سازند. دلايل گوناگوني وجود دارند که برخي  از سازمان ها تمايل چنداني به ايجاد و توسعه روند هاي مديريت استراتژيک از خود نشان ندهند که مهمترين آنها عبارتند از:

- عدم آگاهي مديريت سطح بالا نسبت به وضعيت واقعي سازمان

-خود فريبي مديران سطح بالا به طور جمعي درباره ي موقعيت سازمان

-توجّه مديران به حفظ وضع موجود٬ در هم آميختگي دشواري هاي مشترک مديريت سطح بالا و دشواري هاي عملکرد روزانه ٬کاميابي هاي گذشته سازمان

-اشتباه تلقي کردن هر گونه تغيير در رابطه با هرچه در گذشته در سازمان انجام گرفته است ٬ نارسايي در کاربرد وظايف فوري[8].

1-4-الگوي مديريت استراتژيک: اين الگو هيچ گاه موفّقيت شرکت را تضمين نمي کند ولي براي تدوين استراتژيها ٬اجرا و ارزيابي آنها روشي روشن و عملي ارائه مي نمايد.

نقطه ي آغاز بحث در باره ي مديريت استراتژيک اين است که کار را با تعيين ماٴموريت ٬اهداف بلند مدّت و استراتژي هاي کنوني سازمان آغاز کنيم زيرا وضع يا شرايط کنوني يک شرکت مي تواند بيانگر استراﭡﮋي هاي مشخّص و معين باشد.

فرآيند مديريت استراتژيک پويا و مستمر است ; اگرسازمان نتواند به اهداف سالانه ي خود دست يابد ٬بايد در سياست خود تجديد نظر نمايد. اگر استراتژي هاي شرکت رقيب تغيير کند شرکت بايد در ماٴموريت خود تجديد نظر نمايد.

بنا بر اين فعاليت هايي که در زمينه ي تدوين استراتژي ها٬ اجرا و ارزيابي آنها به عمل مي آيد جنبه ي دائمي دارد و فرآيند مديريت استراتژيک هيچ پاياني ندارد[9]

برنامه ریزی استراتژیک

نمودار 1 : الگوي جامع مديريت استراﭡﮋيک 

تحقيقات جاري

نرم افزارهايي براي برنامه ريزي استراتژيک

 در زمان کنوني انقلابي که رايانه به وجود آورده است با انقلاب صنعتي قابل مقايسه است. افزايش رايانه به مديريت استراتژيک کمک هاي زيادي کرده است ٬زيرا نرم افزارها مي توانند به گونه اي طرح ريزي شوند که مشارکت افراد در امور سازمان را تقويت نمايند و موجب يکپارچگي ٬ همگوني و صرفه جويي گردند. همچنين آنها کار تجزيه و تحليل را آسان تر مي نمايند. نرم افزارهاي مربوط به برنامه ريزي استراتژيک مي توانند به شرکت ها کمک کنند که در هر سازمان از پايگاه اطّلاعات استفاده نمايند. نرم افزارهاي گوناگوني وجود دارند که مديران مي توانند در امر برنامه ريزي استراتژيک از آنها استفاده کنند. نمونه هاي آن عبارتند از :

Business advantage , business simulator , success, ANS-PLAN-A , strategy! , check MATE , EXCEL , STRATPAC , SIMPLAN , REVEAL COSMOS ,and BASICS P-C

برخي از سيستم هاي پشتيباني تصميمات استراتژيک بسيار پيچيده و گران قيمت هستند با اينکه به گونه اي نيست که هر مديري بتواند در هر شرکت يا سازماني از آنها استفاده کند. متاٴسّفانه وضع بدين گونه است ٬ زيرا فرآيند مديريت استراتژيک براي اينکه موفّق شود بايد به صورت يک فرآيند مردمي باشد. مردم هم متفاوت اند! بنابراين نرم افزار برنامه ريزي استراتژيک بايد ساده و بدون پيچيدگي باشد[10].

منابع و مراجع:

 فرد آر ديويد ٬ ترجمه ي دکتر علي پارسائيان و دکتر سيد محمد اعرابي ٬ مديريت استراﭡﮋيک ٬ دفتر ﭘﮋوهش هاي فرهنگي : چاپ هفتم1384.

  • 1. لي کان هي ٬ ترجمه ي دکتر کامبيز بديع ٬ تغيير از من آغاز مي گردد٬ نشر هزاران : چاپ اول 1377 .
  • 2. علي احمدي عليرضا ٬ فتح الله مهدي ٬ تاج الدين ايرج ٬ نگرش جامع بر مديريت استراﭡﮋيک ٬ توليد دانش: چاپ ششم 1386.
  • 3. http://fa.wikipedia.org
  • 4. http://www.managementdoc.com
  • 5. http://www.civilica.com

[1] فرد آر ديويد ٬ ترجمه ي دکتر علي پارسائيان و دکتر سيد محمد اعرابي ٬ مديريت استراﭡﮋيک ٬ دفتر ﭘﮋوهش هاي فرهنگي : چاپ هفتم1384 ٬ ص 24.

[2]http://fa.wikipedia .org

[3] فرد آر ديويد ٬ مديريت استراﭡﮋيک ٬ ص 28.

[4] همان کتاب ٬ صص 2-91.

[5] لي کان هي ٬ ترجمه ي دکتر کامبيز بديع ٬ تغيير از من آغاز مي گردد٬ نشر هزاران : چاپ اول 1377 ٬ صص 20-19 .

[6] http://www.managementdoc.com

[7] فرد آر ديويد ٬ مديريت استراﭡﮋيک٬ صص 3-22 .

[8] http://www.civilica.com

[9] فرد آر ديويد ٬ مديريت استراﭡﮋيک ٬ صص 5-42 .

[10] همان کتاب ٬ صص 5-330 .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 0:12  توسط پیمان  |